در محضر مولا................
(قسمتی از این نامه که در نکوهش دنیا ، ستودن پارسایان ،و کسانیکه دل به آن نبسته،
از کار خدا غافل نمانده اند):
ای دنیا از من دور شو که مهارت بر کوهانت است(مهارت را به گردنت انداخته تو را رها کرده ام )
من از چنگالت جسته،از دام هایت رسته و از رفتن در لغزشگاههایت(گمراهیهایت)دوری گزیدم.
کجایند کسانی که به بازیها و شوخی هایت گرفته ،فریبشان دادی ،کجایند مردمانی که به زینت و
آرایشهایت در فتنه و گمراهیشان انداختی ؟
اینک ایشان گروگان گورها و فرو رفته در لحدها هستند !
سوگند به خدا اگر تو شخصی بودی دیدنی و باکالبدی محسوس،حُدود (کیفرهای) الهی را بر تو
اجرا می نمودم ، به سزای بندگانی که به سبب آرزوها ،فریب دادی ،و مردمانی که در پرتگاهها (ی
شقاوت و بدبختی )انداختی و پادشاهانی که به نابودی سپردی ، و آنان را در آبگاههای بلا و
سختی فرو آوردی، جایی که فرود آمدن و باز گشت(سزاوار) نبود.
چه دور است که من از تو فریب خورم ،
هر که به لغزشگاهت گام نهد ، بلغزد ،
و هر که در آبهای انبوهت سوار شود غرق گردد،
و آنکه از ریسمانهای دامت کناره گیرد ، موفّق شده (رستگار گشته ) است.
و کسی که از تو سالم ماند ، اگر جای خوابگاهش تنگ باشد (در سختی و نا کامی زندگی کند) باکی ندارد
( چون می داند این سختی به زودی می گذردو لذا می فرماید: )
دنیا نزد او به روزی می ماند که وقت گذشتن آن رسیده است.......