غیرت...
.........................شیخ احمد غزالی می گوید:
در روزگار گذشته ، گلخن تاب حمام یعنی کسی که در گلخن حمام هیزم می افکند ،
عاشق دختر پادشاهی شد که در اوج شکوه و زیبایی بود ،
وزیر این قضیه را به پادشاه باز گفت .
پادشاه از شنیدن این سخن در خشم شد و خواست گلخن تاب را کیفر رساند ،
وزیر اندیشمند او گفت :
تو پادشاهی هستی که همه ی مردم به عدل و خردمندی ات اعتراف می کنند ،
بنابراین شایسته نیست کسی را بر کاری کیفر دهی که آن کار در اختیار وی نباشد .
پادشاه از کیفر کردن گلخن تاب صرف نظر کرد
ولی بر حسب اتفاق باز هم پادشاه از راهی عبور کرد که گلخن تاب همواره
در آنجا به انتظار دیدن می نشست وقتی پادشاه به آن جایگاه
رسید ، گلخن تاب را در آنجا ندید .
نبودن او موجب تغییر حال پادشاه شد ، وزیرزیرک از این تغییر حال آگاه شد
و گفت :
ما گفتیم که او را سیاست کردن هیچ معنی ندارد که از او زیانی نیست
ولی اکنون بدانستیم که نیاز او در می باید .
جوانمردا ! کرشمه ی معشوقی در حُسن خود چون نمک در دیگ در باید
تا کمال ملاحت به کمال حُسن پیوندد .
غزالی کرشمه ی حُسن را غیر از کرشمه ی معشوقی می داند زیرا شخص گلخن تاب
در هر حال اسیر کمند کرشمه ی حُسن گشته بود و حضور یا غیبت او در این باب ،
به هیچ وجه منشأ اثر نبود
ولی در مورد کرشمه ی معشوقی ..........
وضع به گونه ای دیگر مطرح می شود
زیرا هنگامی که پادشاه ، عاشق گستاخ را در جایگاه پیشین او نمی بیند
تغییر حال پیدا می کند و آشفته خاطر می گردد
و این همان چیزی است که می توان آن را غیرت در عشق نامید.
.......................................
شیخ احمد غزّالی در پایان نقل این حکایت به ذکر کلامی پرداخته که می توان آن را نوعی
توضیح و تفسیر برای غیرت در عشق به شمار آورد .
سخن او در این باب چنین است :
جوانمردا! چه گویی اگر با ملک گفتندی که از تو فارغ شد و با دیگری عاشق شد.
ندانم تا از درون او هیچ غیرت سر بر زدی یا نه ؟
تا نپنداری که طامات است حاشا و کلّا ...
که این ترجمه ی این آیت است :
« انّ الله لا یغفر ان یشرک بِهِ و یغفر ما دون ذلک لمن یشا ء »
یعنی خداوند گناه شرک به خود را نمی آمرزد
ولی در مورد سایر گناهان هر کس را بخواهد مورد آمرزش قرار می دهد .
شیخ احمد غزالی در این آیه نیز معنی غیرت عشق را جست و جو می کند.....

