گر ز حال دل خبر داری بگو ......
از رابعه درباره ی محبت ابیات زیر نقل شده است :
أحبّک حبّین : حبّ الهـــــــوی حبّاً لأنّـــــک أهل لــــذاکا
فأمّا الذی هو حبّ الهــــــــوی فشغلی بـــذکرک عمّن سواکا
و أمّا الذی أنت اهل لــــــــه فکشفـــک للحجب حتّی أراکا
فلا الحمد فی ذا و لا ذاک لـــی و لکن لک الحمد فی ذا و ذاکا
این ابیات در میان متصوفه شهرت فراوان یافت و در دوره های بعد برخی از مشایخ صوفیه
کوشیدند این ابیات را شرح کنند :
( ای خدا ) تو را با دو محبت دوست دارم :
یکی حب الهوی و دیگری حبی که تو شایسته ی آن هستی . اما آنچه حب الهوی نامیده
می شود آن است که مرا با یاد تو از غیر تو باز می دارد و اما آن محبتی که تو شایسته ی
آنی سبب می شود تو حجاب ها را از پیش روی من بر داری تا تو را ببینم بنابراین من در
حب الهوی و در حب دیگر شایسته ی تقدیر نیستم بلکه در هر دو محبت تو شایسته ی
( مطلق ) ستایشی .
![]()
رابعه یکی از صوفیان قرن دوم بود وی ساده زیست بود و به زهد سخت توجه داشت
و مجاهده ی نفس می کرد و مسلک و مرام او مانند دیگر صوفیان دوره ی او بود .
آنچه رابعه را از دیگران متمایز می کند دیدگاههای او درباره ی حب الهی و موضوع
محبت است