فَاذکرونی اذکُرُکُم......
واذکروالله کثیرا لعلّکم تُفلِحون
وقال النبی صلّی الله علیه و سلّم « افضلُ الذکر لااله الا الله و افضلُ الدّعاء الحمد لله »
شب های قدر از راه می رسد،آنچه که در این شب ها دستگیر آدمی است ، فکر و ذکر است.
تفکّر در دنیا و آنچه در آن است ، فکر زندگی و تمام تمنّیات و آرزوهای دور و بلند آن ، تفکّر در
موجودیّت آدمی ، زنده بودن و مرگش ............ گذار و گذر عمرش .............
به آنچه که دنیا بوده و خواهد بود .......
مردی در شُرُ ف مرگ بود گفت : کاش می دانستم بعد از من دنیا چگونه است ؟ عارفی حضور داشت ، گفت : بنگر که بعد از دیگران چگونه بوده است !! ..................
یکی از اندیشه های بلند مولوی دل نبستن ِ به امور بود از هیچ حادثه ی سویی به شکوه در
نمی آمدواز هیچ عیشی بی نهایت ذوق نمی کرد ، که می گفت احوال دنیا در گذر است .هیچ
چیز برای همیشه ثابت نیست .پس لحظه های بدون بازگشت را باید دریافت ... حساب رفتن و
باقی ماندن نام ،باید نگهداشت که اگر نه این، پنداری که هیچ آدمی ای چون ما در این دنیا نبوده است...!!
و امّا ذکر ................
گاهی گناهان دنیوی حجابی دل : «فی قلوبهم مَرض » لاجرم در مقام معالجت به حکم آنکه
هر چیزی را با ضدّ آن باید معالجه کرد ، از شفاخانه ی قرآن شربتی گوارا و نه تلخ می فرستند :
« اذکُرُ الله ذکرا کثیرا »
امّا بهترین ذکرها ، اختصاص به ذکر « لا اله الا الله » دارد که در این کلمه هم نفی است و هم اثبات نفی ماسوی الله و اثبات و اقرار یکتایی باری تعالی .
می گویند اگر شروع ذکر بر نفس ،سنگین و سخت آمد ، ملول نشودکه حکایت کودکی باشد که راه رفتن بیاموزد یعنی افتادن و افتادن ها. امّا سرانجام روی پاهایش می ایستد و بعد از
آن دیگر ایستاده باشد...
پس شروع ذکر با زبان باشد تا اندک اندک ، قلب به آن خو بگیرد که اگر چنین شود ، بارها پیش آید که
زبان در کام ،سکوت اختیار کرده و قلب ،مدام ذکر می گوید. و چون قلب ذاکر شد به تمام بدن بهره رساند و نور ذکر و تبعات آن بر وجود شخص ،سایه افکند.
و البته فایده کلّی زمانی حاصل شود که شخص، ذکر را با معرفت بگوید.و اینکه ذاکر بداند خداوند ذکر او را در مقابل ذکر خویش نهاد است
.جنید حکایت کند از سرّی که گفت: خداوند فرموده است که چون غالب گردد ذِکر من بر بنده ،
عاشق من گردد و من عاشق او
زهی سعادت.....
منبع ، مرصاد العباد ـــــــــــبا تصرّف و تلخیص