اسرار ......
برگی از تفسیر بسیار زیبای کشف الاسرار ..........
ذالکَ لَذکری لِمَن کانَ لَه قلب » _به راستی در آن پندی است برای کسی که دلی داشته باشد :
اگر صد بار روی در خاک مالی و عالم بر فرق سر بپیمایی ، تا آن نقطه ی حقیقی که نام وی دل است
رفیق این طاعت نباشد ، همه را رقم نیستی در کشند که در خبراست : تَفکّر ساعه خیر مِن عباده
الثَقلین .
چون بنده به در گاه آید و راز بگشاید و دل همچنان گرفتار شغل دنیا مانده ،
رقم خذلان بر آن طاعت کشند و به روی باز زنند .
دلی که از قید عبودیت اغیار خلاص یافت آن دل مر،حق را یکتا شد نه رنگ ریای خلق دارد نه گرد
سمعت بر وی نشیند لکن در سفینه ی خطر باشد که اشارت صاحب شرع چنین است :
والمخلصون علی خطر عظیم .
هر که مخلص تر ،به خق نزدیک تر .
و هر که به حق نزدیک تر لرزان تر،
مقربان حضرت و ملازمان درگاه صمدیت و پاکان مملکت پیوسته در هراس باشند..........
آن وزیر پیوسته از مراقبت سلطان هراسان بود وآن ستور دار را هراسی نه
زیرا که سینه ی وزیر خزینه ی اسرار سلطان است و مهر خزینه شکستن خطرناک بود....
حذیفه ی یمان صاحب سر رسول بود گفتا:
روزی شیطان را دیدم که می گریست گفتم ای لعین این ناله و گریه ی تو چیست گفت :
از برای دو معنی:
یکی آن که درگاه لعنت بر ما گشاده
دیگرآنکه در گاه دل مومنان بر مابسته
به هر وقتی که قصد درگاه دل مومن کنم به آتش هیبت سوخته گردم ............